خبر کوتاه بود. خسرو شکیبایی درگذشت! … همین و حالا وقتشه که ما یکبار دیگه به خودمون و جهانیان اثبات کنیم که ملتی “مرده پرستیم” !

آنام میگه :

اینترنت اکسپلورر مجانی نیست، اما اجباری هم نیست. حالا یه سوال: چرا با اینکه اینترنت اکسپلورر پولیه ولی در مقابل تو همه جای دنیا میشه فایرفاکس رو تو چند دقیقه مجانی دانلود کرد، هنوز که هنوز تعداد کاربران اینترنت اکسپلورر چنید برابر فایرفاکسه؟ شاید برای اینکه اگه شما هر جای دنیا (به جز ایران البته) باشی و به یه مشکل کوچیک باهاش بربخوری به راحتی می تونی یه تلفن مجانی بزنی و تو چند دقیقه راه حل مشکلت رو پیدا کنی، شاید واسه اینه که ایمن تره، کرش نمی کنه (خسته شدم از بس این فایرفاکس 3 کرشید! اول فکر می کردم مشکل با سیستم منه، بعد دیدم که ظاهراً همگانیه) شاید واسه اینه که یه جایی هست که هر اَد-آن جدیدی رو چک می کنه و سرتیفای می کنه و همینجوری کشکی کشکی ملت رو دعوت نمی کنه که برن دانلودش کنن و به هزار تا بدبختی و گرفتاری بخورن (خودت تا حالا چند تا اَد-آن از سایت موزیلا دانلود کردی که درست کار نمی کرده؟ یا سیستم رو کند می کرده؟ یا باعث می شده کرش کنه؟ یا بعد از دانلود معلوم نمی شه که کجا رفته؟)

1- می فرمایند که “اینترنت اکسپلورر اجباری نیست” شما باید خیلی کاردرست بوده باشی وقتی که برای اولین باری که به اینترنت وصل شدی با مرورگر دیگه ای غیر از اینترنت اکسپلورر این تجربه شیرین رو شروع کرده باشی .حقیقت ماجرا اینه که هنوز خیلی از کاربران کامپیوتر ، اینترنت رو اون e آبی رنگی میدونن که روی دسکتاپشون قرار داره .این دقیقا بخاطر سیاست های انحصارطلبانه مایکروسافته وگرنه میتونست از کاربر بخاطر نصب این برنامه اجازه بگیره !

2- فایرفاکس یک نرم افزار ساده ست مثل بقیه نرم افزارهای دنیا . مثل Internet Explorer بدون اجازه روی سیستم هیچ کس نصب نمیشه . حتی خیلی ها از وجودش بی خبر هستند.شکی نیست که مرورگر مایکروسافت عمر بسیار بیشتری از فایرفاکس داره و باید هم کاربرانش کمتر باشه.اما دوست دارم بدونم اگه تونسته در همین مدت کم این همه از سهم IE رو به خودش اختصاص بده دلیلش چی بوده ؟ آنام عزیز ، احتمالا آمارت کمی قدیمیه.درسته که کاربران اینترنت اکسپلورر از فایرفاکس بیشتر هستند اما نه به اون وخامتی که تو فکر می کنی! آمار پارسیش رو به عنوان نمونه یک مشت از خروار ببین :

3- نمی دونم البته ! شاید هم زنگ بزنن و احتمالا هم حق با توئه ! زنگ می زنن به مایکروسافت و مسئول محترم با سوالهای احمقانه اش راهنمایی شون میکنه اما کاربران فایرفاکس اگر به سوالی برخورد کنن و مشکلی داشته باشن مسلما روش عاقلانه تری رو انتخاب می کنند : Google میکنند و از صدها هزار راهنمای نوشته شده استفاده می کنند.ضمن اینکه به نظرم اینجا یه خلط مبحث ایجاد شده چرا که وجود یک تماس رایگان هیچ ربطی به امن تر بودن محصول نداره .

4- در دو سه ماهی که از فایرفاکس سه (نسخه های آزمایشی و نهایی) استفاده می کنم حتی یکبار دچار مشکل کرش (Crash) نشدم اما در عوض در دو بار از سه باری که با Internet Explorer کار کردم سیستم به حالت کما رفت !

5- سایت موزیلا تنها جایی است برای نگهداری و جمع آوری افزونه (به قول شما اد-آن) های نوشته شده برای فایرفاکس.شما که انتظار نداری یه تیم شدیدا کوچولو و جمع و جور تمام افزونه ها را از نظر کارکرد صحیح بیمه کنن و برای مصرف همیشگی به شما گارانتی بدن ؟؟؟ هر چند که اینکار هم به وسیله ساز و کارهای خاص ارائه شده برای اون توسط کاربران در حال انجام شدنه اما در هر حال موزیلا هیچ تضمینی به شما نخواهد داد و پیامی مثل پیام زیر هم شاهد ماجراست  :

در ضمن موزیلا از من که تا حالا درخواست نکرده هیچ افزونه ای رو دانلود و نصب کنم . شما رو نمی دونم !

6- افزونه IE7 Pro که یکی از محبوب ترین افزونه های ساخته شده برای اینترنت اکسپلورر هست به قدری نرم افزار را سنگین کرد که مجبور شدم قید استفاده ازش رو بزنم .

7- هر وقت در فایرفاکس ، فایلی رو دانلود کردید که یادتون رفت چه مسیری رو برای ذخیره اش به فایرفاکس داده بودید، از منوی Tools روی Downloads بزنید و یا Ctrl + J رو فشار دهید . سپس روی فایلتون کلیک راست کرده و Open Containing Folder را بزنید. به جایی که میخواهید برده خواهید شد . فراموشکاری هم بد دردیه رفیق !

  • یاد بگیریم که نخواهیم کسی را بالاجبار قانع به استفاده از چیزی ، یا قبول فلسفه ای کنیم !
  • یاد بگیریم که برای دفاع از انتخابهایمان ، انتخاب های دیگر را نکوبیم !
  • یاد بگیریم که درس هایی که آموختیم را هرگز فراموش نکنیم .
  • … و یاد بگیریم که Firefox نیز مانند هر نرم افزار دیگری ( و هر ساخته دست بشر) بی نقص نیست .

اگر فاصله ها نبودن ، روزی هزار بوسه بر گونه ات می گذاشتم

سلام.تست می کنم اکستنشن ScribeFire رو ….

نظر به استقبال زایدالوصف اهالی فرفر از پلوچینی و پیگیری های ژوپی ، بر آن شدم تا این غذای خوشمزه را به علاقه مندانش آموزش بدم. خانومهای خونه دار ، بدون هیچ مقدمه ای می ریم سراغ آموزش امروزمون :

مواد لازم :

هویج : ۲ عدد متوسط
فلفل دلمه ای  : ۱ عدد بزرگ
پیاز : ۲ عدد
قارچ : چهار تا متوسط یا سه تا بزرگ
برنج : ۳ پیمانه
گوشت مرغ : یک سینه متوسط
ادویه : به میزان لازم

ابتدا برنج را که از شب قبل خیس کرده بودیم آبکش میکنیم.سپس گوشت مرغ را به تکه های کوچک و باریک (مثلا تکه هایی با طول تقریبی 3 سانتی متر و عرض 1 سانتی متر) خرد کرده و کمی در روغن داغ به همراه پیاز و ادویه جات تفت دهید تا رنگش عوض شود .نگران پخته نشدن کاملش نباشید! قارچ هایی را که خرد کرده اید با فلفل دلمه ای و هویج مکعبی خرد شده با هم در ماهیتابه بریزید و تفت دهید تا نرم شوند. سپس تمامی مواد را با هم مخلوط کنید.
مخلوط تهیه شده را با برنجی را که از قبل پخته بودید کاملا مخلوط کنید و می گذارید دم بکشد.پس از دم کشیدن می توانید میل کنید .

نکات کنکوری :
1) بهتر است فلفل ها را از رنگ های مختلف استفاده کنید تا شکل غذا جذابتر شود.
2) قارچ ها را برای آنکه آب نیندازد باید با آتش زیاد تفت داد.
3) موادی که ذکر شد ، در واقع هسته اولیه (Core) غذا هستند و می توانید بنابر سلیقه و ذائقه خود مواد دیگری مانند بادمجان ، نخود فرنگی و … را به آن اضافه کنید.
4) از نمک و روغن تا جایی که می توانید کمتر استفاده کنید.

این نوشته تقدیم می شود به : ژوپی - مریم لایکچی خوراک دوست - مه یا دریایی

در متون باستانی و کهن پارسیان در باب شخصیت “حسن” نامی آمده است که گویا سخت مورد توجه و محبوبیت عامه مردم آن روزگار بوده است .حسن نماد یک ایرانی اصیل و پایبند اصول بوده و در روزگاری می زیسته است که کشور آبا و اجدادیش ایران ، در اوج قدرت و عظمت بوده . لکن حسن نیز چون دیگر ایرانیان فارغ از مشکلات معیشتی و اجتماعی نبوده زیرا که ایرانیان از ملت های نفرین شده ای هستند که نباید هیچگاه روی آسایش و خوشبختی و رفاه را ببینند.

قصه حسن اگرچه مربوط به سالیان گذشته است اما بدلیل آنکه از درون مایه های بسیار غنی و مفاهیم بسیار عمیقی برخوردار بوده است همواره مورد توجه قرار داشته و به همین سبب سینه به سینه نقل شده است و در وصف خصوصیات حسن قصه ها گفته اند و شعرها سروده اند .همچنین با الهام از زندگی حسن ، یک بازی ساخته شده است که البته بدلیل نبود امکانات کافی تکنولوژیکی و مادی از قدرت گرافیکی و در نتیجه جذابیت بازی های امروز مانند Need for Speed:Pro Street و Fifa 2008 برخوردار نیست اما از جنبه داستان پردازی و شخصیت محوری ابدا دست کمی از شخصیت های Silent Hill و Tomb Raider ندارند.مضاف بر اینکه شخصیت های داستان به علت بومی بودن ، پذیرش بیشتری نزد کاربران ایرانی دارند.

بازی حسن که با نام رسمی ATALMATAL (اتل متل) به بازارهای جهانی عرضه شد یک بازی اول شخص بوده که از الگوی بازی های Click&Play تبعیت می کند . این بازی که برای کلیه کنسول های بازی رایج مانند PSS ،XBox و همچنین برای PC طراحی شده است دارای مراحل مختلفی است و امکان بازی چند نفره بدون محدودیت در نفرات را می دهد . همچنین شرکت کننده ها می توانند این بازی را بصورت تیمی یا بصورت انفرادی بازی کنند که البته بازی کردن بصورت تیمی از جذابیت های خاص خود برخوردار بوده و به تقویت روحیه کار گروهی نیز کمک شایانی می نماید.

اما این بازی نیز خالی از اشکال و نقطه ضعف نیست.برای مثال در موسیقی متن این بازی که اتفاقا نقش مهمی در ضرباهنگ آن نیز دارد می خوانیم :

اتل متل توتوله ، گاوه حسن چجوره ؟ نه شیر داره نه پستون ، گاوشو بردن هندستون ، یک زن کردی بستون ، اسمشو بذار انقضی ، دوره کلاش قرمزی و الی آخر …

نکته اول در مورد گاو حسن است که شنونده (بازی کننده ) را با این پرسش مواجه می کند که گاو حسن چگونه است . این سوال می تواند پاسخ های متفاوت و متنوعی داشته باشد اما در هر صورت بدون داشتن اطلاعات کافی در مورد گاو و به صرف شناختن حسن ، نمی توان با قطعیت اظهار نظری کرد.

نکته دوم : “گاو حسن نه شیر دارد و نه پستون ” این قسمت از موسیقی بصورت مشخصی دارای اندیشه های مرد ستیزانه و فیمینیستی است . زیرا که به گونه ای به شنونده القا می کند که نداشتن شیر و پستان (مرد بودن) دلیلی بر نامفید بودن گاو بوده و همزمان با مشابهت انگاری بین حسن و گاوش و سپس بسط آن به کلیه انسان ها ، جنس مذکر را جنسی غیرمفید و با بازدهی اندک می شمارد .این پیام هم چنین به علت ادبیات غیر هنجارش در عمق فکر شنونده رسوخ کرده و از آن یک مرد ستیز می سازد.

نکته سوم: گاوشو بردن هندستون. اگر چه ایران زمان حسن ، در اوج عظمت و شکوفایی اقتصادی بوده است اما هرگز نمی توان صادرات گاو را به هند در آن زمان قابل تصور دانست . زیرا از آنجا که هم اکنون نیز به پاس تلاش و کوشش خدمتگزاران این مرز و بوم ، کشورمان به خودکفایی در اغلب محصولات استراتژیک مانند تولید دارا و سارا ، لپ لپ و انرژی هسته ای رسیده است ،هنوز قادر نیست حتی به کشور دوست و همسایه ،افغانستان ، گاو صادر کند چه برسد به هند، که خود مهد گاو است !

نکته چهارم : اسم زن کردی رو انقضی بگذار . در فرهنگ درخشان 2530 ساله این مرز و بوم هیچگاه رسم نبوده است که اسم زن را پس از ازدواج تغییر دهند و این فرهنگ احتمالا در زمان زندگی حسن بصورت موقت از فرهنگ اروپایی وام گرفته شده است.شبه ای که در اینجا بوجود می آید خود کلمه انقضی می باشد .زیرا همانگونه که مطلع هستیم در فرهنگ بیگانه ، زنان پس از ازدواج ، نام فامیلی خود را به فامیلی شوهرانشان تغییر می دهند که اگر در مورد حسن نیز همانگونه باشد نام فامیلی حسن باید انقضی بوده باشد.حال آنکه تحقیقات فرهنگ شناسان و زبان اندیشان برجسته ، “انقضی” را از خانواده “منقضی” و “انقضا” دانسته اند که به معنی “فاسد شده” است .گمانه زنی ها نشان میدهد که در اینجا “انقضی” به معنای “ترشیده” است که به نوعی یک فحش خصوصا به جنس دختر تلقی می شود.

تنهایی همسایه مرگ است و من امروز تنهایم . چه هنگام مرگ به سراغم آید یا من به سراغ مرگ خواهم شتافت خدا داند

یه سوالی بود که چند نفر از من پرسیدن که علت خاموشی های اخیر برق در این روزها چیه . گفتم یه توضیح کوچیک متناسب با سواد و حوصلم بذارم که بقیه رو به اینجا لینک بدم !

در زمینه تولید برق در سطح کلان ، برق هر کشوری به دو صورت کلی تولید میشه : نیروگاه های آبی (Hydro) - نیروگاه های حرارتی (Thermal)

اینکه عمده تولید یک کشور از کدام روش انجام بشه وابسته به شرایط اقلیمی،جوی و منابع سوخت فسیلی اون کشور داره .برای مثال کشوری مثل کانادا که رودخانه های پرآب زیادی داره عمده تولید برقش رو گذاشته روی نیروگاه های آبی و کشورهایی مثل ایران که روی دریایی از نفت و گاز قرار دارند روی نیروگاه های حرارتی سرمایه گذاری بیشتری می کنند .اما هر دو کشور قسمتی از تولیدشون رو به نیروگاه های دسته دیگر و سایر دسته ها (مثل انرژی های نو و … ) اختصاص میدن .

توضیح بدم که نیروگاه های آبی ، در واقع همون سدها هستند و نیروگاه های بخار ، گازی و سیکل ترکیبی در دسته نیروگاه های حرارتی قرار می گیرند.ساخت سد بدلیل اینکه بسیار هزینه بر هست نیازمند مطالعات زیاد و گسترده ایه و بررسی های ده تا پانزده ساله در مورد دبی آب در زمان های مختلف سال ، ریزش باران و … باید انجام بشه .

پس با این حساب سوال پیش میاد که اگر کمبود آب داریم چرا برق باید قطع بشه ؟

در جواب باید بگم که برق مورد انتظار از نیروگاه های آبی بدلیل مصرف آب پشت سدشان در زمستان ( که آنهم بدلیل کمبود گاز و خاموشی نیروگاه ها بود) تامین نشده است .در واقع ملت ایران ، الان چوب اسراف در مصرف آب و برق را نمیخورد بلکه چوب اهمال و حماقت مسئولان مربوطه را میخورد که نهایت دوراندیشی شان ، نوک دماغ های مبارکشان است !

از قدیم گفتن که یه دیوونه سنگی رو توی چاه میندازه و صد تا عاقل هم نمی تونن درش بیارن …

اصلا فکرشو نمی کردم که بعد از چند ماه اون شبه فاجعه ای که با بی فکریه یه آدم برام پیش اومد و فکر می کردم به خیر گذشته باشه هنوز به همون قوت باقی مونده باشه . معلوم نیست تا کی من باید به خاطر کار اشتباه یکی دیگه تاوان پس بدم .

و از همه بدتر اینه که وقتی میخوای توضیح بدی و بی گناهیت رو ثابت کنی ، میگن مهم نیست ! یعنی مهم نیست که تو چه عذابی میکشی ، مهم نیست تو ناراحتی و مهم نیست که تو بیگناه محکوم بشی . مهم اینه که باید یکی قربانی بشه

اون روزهای اول که می گفتن قراره بیایی ، فک می کردم یکی از این آدم های خارج بزرگ شده فوتبال ماست که فقط به خاطر اینکه یه روزی ، یه جایی داخل مرزهای ایران بدنیا اومده مورد توجه واقع شده . یادمه روزهای اولی که برگشته بودی درست نمی تونستی فارسی رو حرف بزنی . اما همون موقع قول دادی که فارسی رو ظرف دو هفته درست صحبت کنی و همه دیدند که چقدر خوب تونستی به قولت عمل کنی.

فکر می کنم خیلی ها با من هم عقیده بودند که آدم اطوکشیده و استرلیزه ای مثل تو نمی تونه از پس این لات و لمپن هایی که مثل زالو به جوون تیمت افتاده بودن بربیاد. هر وقت که از دل شیر حرف میزدی با خودمون می گفتیم هنوز نشناختی اینارو.صبر کن تا وقتی به فاصله یکقدمی به فتح قله رسیدی چنان از پشت بهت خنجر بزنن که یک عمر فراموش نکنی .

شاید اگه بیشتر با جو این فوتبال و این مملکت آشنایی داشتی همون اول کار می فهمیدی که داری چه ریسک خطرناکی میکنی و چقدر آسون داری سر آبرو و اعتبارت قمار می کنی. اون روزا اگه می دونستی که ترکیب یک تیم رو تو ایران نه سرمربی اون تیم و نه حتی مدیرعامل و اعضای هیات مدیره اش بلکه چند تا بازیکن ساده مشخص میکنن هیچ وقت پاتو اینجا نمی ذاشتی.

یادته اون روزهایی که تیمت بدون باخت صدرنشین بود و تمام رکوردهای این فوتبال رو داشتی جابجا می کردی ؟ یادته همون روزا هم یه عده نمی تونستن موفقیت تو رو ببینن و می گفتن کارهای اصلی رو استیلی انجام داده و تو فقط داری نتیجه کارشو به نام خودت تموم می کنی ؟

نمی دونم فهمیدی یا نه اما هیچ وقت سابقه نداشته توی این فوتبال که تیمی ببازه ولی تماشاگرا مربی رو تشویق کنند.قانون این فوتبال همیشه این بوده که باعث برد یک تیم بازیکنها بودن و باعث باخت تیم فقط سرمربی !

قرمزهای پایتخت خیلی خوب تو رو شناختن . اصولا شناختنت خیلی سخت نبود.بعضی آدما رو میشه حتی از پشت شیشه تلویزیون شناخت.همون موقع که به قول خودت قلبتو به مدیرعامل تیمت می دادی صدها هزار نفر هم قلبشون رو به تو هدیه می کردن .

طبل هارو یادته که موقع بازیها شعار تماشاگرا باهاشون هماهنگ میشد؟ همین طبل ها یه روز پروین رو “سلطان” کرد و یه روز از روی تخت شاهیش پایین کشید. اما این طبل ها هیچ وقت مخالف تو نشد.صداقت و اخلاقت طوری بود که حتی طرفدارهای تیم مقابل هم از این که علیه ات شعار بدن شرم داشتن.

بهتر که رفتی . واسه پرسپولیس متاسفم که تو رو از دست داد اما بیشتر از اون واسه تو خوشحالم که اسیر غرور نشدی و به هوای قهرمانی جام باشگاه های آسیا خودت رو در معرض حمله دشمنان به ظاهر دوست قرار ندادی. شاید اگه یه مربی دیگه بود این فرصت رو از به این راحتی ها از دست نمی داد اما تو جهان دیده تر از اینهایی که بشه با مربیان وطنی مقایسه ات کرد.

یادت همیشه تو قلب هواداران پرسپولیس می مونه . این رو بدون که همیشه واسه این طرفدارها یک اسطوره باقی خواهی موند و همه از تو به خوبی یاد خواهند کرد .موفق باشی افشین قطبی