وشکا

ما خويش ندانستيم بيداريمان از خواب. گفتند كه بيداريد گفتيم كه بيداريم

تولد همیشه مبارک است

with 5 comments

تولد و روز تولد خیلی مهمه برام . شاید یک روز معمولی باشه مثل بقیه روزها اما بهانه ی خوبیه برای اینکه از کسی که توی این روز به دنیا اومده تشکر کنی و براش آرزوی خوشبختی و موفقیت کنی.روی همین اساس هم سنّتی رو توی فرندفید پایه گذاری کردم که با تولد فواد شروع شد و با تولد سلما ، مه یا ، مریم اردکانی و خیلی های دیگه (که اسمشون به خاطر حافظه ضعیف ِ من الان توی ذهنم نیست ولی اگه 2 دقیقه فکر کنم حتما چند تا اسم دیگه اضافه میشه) ادامه پیدا کرد. رسم هدیه دادن و هدیه گرفتن خیلی خوب و شیرینه ، اینکه بدونی سایرین به یادت بودن و به وقتش بهشون بگی که به یادشون بودی ، بفهمی براشون اهمیت داشتی و به وقتش بهشون ثابت کنی که برات اهمیت دارن. برای من کسی پادکست نساخت (و گِله ای نیست) ولی به لطف دوستان ِ تازه پیدا کرده ام تولد خودم تبدیل به یه خاطره شیرین شد ، شاید شیرین ترین خاطره روز تولد.

و حالا تولد منیره ! حرف ِ زیادی نیست که بخوام بزنم.آقا بچه هاشون ، قبلا در یک پست مفصّل تبریک گفتن . روی همین حساب ما هم که مشاور و وکیل تام الختیارش رو در امور وبلاگ داریم گفتیم از خیل ِ تبریک گویندگان عقب نیفتیم شاید این حقوق عقب افتاده ما رو به همراه اضافه کاری ها پرداخت کنه :دی

« منیره ، تولدت مبارک »

Written by حامد

اکتبر 31, 2008 روی 12:26 ب.ظ

ارسال شده در روزنوشت

5 نظر

Subscribe to comments with RSS.

  1. :) )))))))))))))))
    اوه! مرسي :) آخي الان ذوق مرگ ميشم :)
    دوباره مرسي كه به يادم بودين :)

    منيره

    اکتبر 31, 2008 at 1:44 ب.ظ

  2. تولد آبجي منيره ام مبارك باشه! (البته من شخصا به خودش تبريك گفتما :) ) )

    محبوبه

    نوامبر 1, 2008 at 5:31 ب.ظ

  3. [...] عده جدیدی تبریک گفتند. و یا حتی پست بعضی وبلاگ ها (+ و +) که کلا آدمو شرمنده میکنن [...]

  4. من بازم به منیره تبریک میگم ! :) ) هنوز هدیه منیره رو واسش پست نکردم :دی حامد بیا اینو بگیر ببر بده منیره تو رو قرآن ! الان بسته بندی شده جلو چشامه :دی
    راستی یه چیز تولد تو کی بود؟ تاریخش رو میخوام …
    بعد اینکه این قالبت چه خوشگله :) از اینا نداری به منم بدی؟ :دی

    حدیثه

    نوامبر 10, 2008 at 4:35 ب.ظ

  5. اه ! حامد حاااامد حاااااااااامد اسم منو ویرایش کن بذار حدیثه باشه؟ :( چشم غمگین رو میگم:(

    حدیثه

    نوامبر 10, 2008 at 4:36 ب.ظ


يك پاسخ برايش بگذاريد