وشکا

ما خويش ندانستيم بيداريمان از خواب. گفتند كه بيداريد گفتيم كه بيداريم

مرگ

بیان دیدگاه »

به توصیه مادربزرگ مرحومم ، هرگز مرگ کسی را آرزو نکرده‌ام ، اما نمی‌توانم این‌بار جلوی خودم را بگیرم و ببینم که هزاران انسان از وجودش در عذابند. پس عمرت کوتاه باد

Written by حامد

سپتامبر 26, 2009 at 11:00 ب.ظ

ارسال شده در روزنوشت

سریال پنج خورشید !

بیان دیدگاه »

تلویزیون را روشن می‌کنم.

پدرام خطاب به خواهرش هما که ۲۴ سال پیش و درحالیکه نوزاد بوده‌ از پدر و مادرش دزدیده شده است :

نه تو خواهرم نیستی ، تو حتی مثل ما حرف نمی‌زنی

فحشی به نویسنده احمق و کارگردان احمق‌تر سریال می دهم و تلویزیون را خاموش می‌کنم !

Written by حامد

سپتامبر 13, 2009 at 8:34 ب.ظ

ارسال شده در روزنوشت

کشورهای حاشیه دریای خزر، ایران را به اجلاس خود راه ندادند

with 3 comments

Caspian-Sea-map_s

بدون شرح

Written by حامد

سپتامبر 9, 2009 at 2:09 ب.ظ

ارسال شده در روزنوشت

پاسخ کوبیده !

بیان دیدگاه »

{توی این مملکت} همیشه لازم نیست آدم به سوالات ، “پاسخ کوبنده” بده . گاهی استفاده از “پاسخ کوبیده” موثرتر خواهد بود.

Written by حامد

آگوست 31, 2009 at 11:00 ق.ظ

ارسال شده در روزنوشت

برای فریبا …

with one comment

عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی عشق داند که در این دایره سرگردانند.

پیوندتان مبارک …

Written by حامد

آگوست 21, 2009 at 11:06 ب.ظ

ارسال شده در روزنوشت

Tagged with