پسرها و دخترها

بیان دیدگاه

پسر ها تا وقتی بچه هستند عاشق مردان قوی هیکلند و دخترها در هنگام بچگی عاشق عروسک .اما وقتی بزرگ می شوند پسرها عاشق عروسک می شوند و دخترها عاشق مردان قوی هیکل

پی نوشت:ما که نه عروسکیم و نه قوی هیکل.پس خودمان را ناراحت نمی نمایانیم

Advertisements

برف

۱ دیدگاه

شب های برفی
یک مرد تنها
در عمق کوچه
تنهای تنها

می رفت و می خواند
در آن شب سرد
با لحن بی جان
از رنج و از درد

درد جدایی
در سینه او
اشک و فغان است
هم قصه او

اگر بشه به این گفت شعر!،اونوقت من میشم شاعرش

ollyo

بیان دیدگاه

کارهای خوبی داره توی اولیو انجام میشه.یه تجربه هیجان انگیز دیگه.
این بار به همکاری با تیمی دعوت شدم که از بهترین ها و حرفه ای ترین ها در این کار هستند.
تجربه همکاری با این آدم ها بسیار مفیده و پر از درسهای تازه
این همون تیمیه که سالها پیش مطالبشون رو میخوندم و آرزو میکردم که روزی برسه که یکی از اونها بشم.
حالا اون روز رسیده…امروز همون روزه

پاسداری شده: فقط سوال

برای نمایش دیدگاه‌ها گذرواژه را وارد کنید.

این محتوا با رمز محافظت شده است. برای مشاهده رمز را در پایین وارد کنید:

استاد

بیان دیدگاه

دیشب واسه یه کاری به استادم ایمیل زدم . استاده هم ازون اتوکشیده های استرلیزه !

ترسیدم فینگیلیش بنویسم منو این ترم بندازه … واسه همین به فارسی نوشتم . امروز ایمیل خودم رو واسه خودم فوروارد کرده . تمام حروف به خاطر تغییر انکودینگ به ؟ تبدیل شده و برای من به انگلیسی فصیح ! نوشته که فردا بیا اتاقم کارت دارم …

من بی گناهم ، من بی تقصیرم ، من معصومم …. اصلا من چیکاره بیدم .ها؟

NeXt

بیان دیدگاه

دیشب فیلم Next رو دیدم. فیلمی با بازی نیکلاس کیج که در سال 2007 اکران شد و در دسته فیلم های اکشن قرار می گیره. این فیلم روایتی است از زندگی شخصی با نام فرانک کادیلاک (با بازی نیکلاس کیج) که به شغل شعبده بازی و طالع بینی مشغوله . اما این آدم مثل بقیه همکارانش یه آدم شیاد نیست بلکه اون واقعا میتونه آینده رو ببینه. هر چند که این آینده ، فقط دو دقیقه دیگه است. فرانک زندگی معمولی و آرومی داره تا اینکه سر و کله یک عده تروریست پیدا میشه که با دزدیدن یک بمب اتم و کار گذاشتن اون در شهر ، هشت میلیون سکنه شهر رو بکشند.

505475.jpg

اینجاست که FBI به سراغ اون میاد تا در پیدا کردن بمب گذاران کمکشون کنه اما فرانک که میدونه با کمک به پلیس ، برای همیشه باید در خدمت اونها باشه و با اینکار آرامش و آزادی خودش رو از دست خواهد داد از کمک به اونها سر باز میزنه.اما فرانک عاشق دختری به نام لیز (با بازی جسیکا بیل) هم هست و استثنا میتونه آینده این دختر رو بیشتر از هر کس دیگه ای ببینه.تعقیب و گریز بین فرانک و پلیس موجب جلب توجه تروریست ها شده و اونها که میخوان از کمکش به پلیس جلوگیری کنند لیز رو می دزدند.اینجاست که فرانک برای آزادی اون سراغ پلیس می ره و …نقاط مثبت : اما این فیلم اگر چه یه فیلم اکشن هست ولی مثل خیلی از اونها بی محتوا نیست و تماشاگر رو با خودش همراه میکنه. قصه فیلم چند بار در طول داستان با گمراه کردن بیننده اون رو به وجد میاره و بیننده پس از اینکه همراه فیلم تا آخر یه فرض اشتباه میره با یه فلش بک به مسیر صحیح برگشت داده میشه.در تمام فیلم باید توجه داشت که فرانک میتونه آینده رو ببینه و در نتیجه حداقل دو دقیقه از شما و سایر کاراکترهای فیلم جلوتر هست.صحنه های اکشن فیلم در کل خوب از کار در آمدن و هدف کارگردان مثل بسیاری از فیلمهای مشابه منفجر کردن چندتا ماشین آخرین مدل و ساختمان نبوده و این جلوه های بصری کاملا در خدمت فیلم هستند …

نقاط منفی: معمولا مخلوط کردن یک فیلم حادثه ای-اکشن و یک قصه عشقی خیلی حساسه و کوچکترین بی دقتی در صحنه ها و پلان ها باعث خراب شدن یکی از اونها میشه.در اینجا هم کارگردان و نویسنده نتوانسته اند آنطور که در اکشن فیلم موفق بودند قسمت احساسی فیلم رو درست دربیارند.نکته بعدی اینکه در تاریخ فقط و فقط یک کشور و آنهم یکبار از سلاح هسته ای استفاده کرده و اونهم ایالات متحده بوده و ساخت این فیلم ها که در اون کشور امریکا مورد تهدید هسته ای قرار میگیره در جهت سیاست جنگ طلبانه امریکا برای سلطه است.بگونه ای که شما اگر حتی با یه پاک کن ، تمام کلماتی که به نوع بمب (یعنی هسته ای) مربوط میشه رو هم پاک کنید هیچ صدمه ای به فیلم نامه نزده اید.نقطه منفی دیگه ، 20 دقیقه آخر فیلمه که بصورت کامل مربوط به تعقیب و گریز تروریست ها و نیروهای FBI به همراهی فرانک میشه و سطح کیفی فیلم به شدت افت میکنه .

بهترین سکانس:
سکانس اختتامیه (پایانی) فیلم بدلیل غافلگیری که داره به نظرم خیلی خوبه و همچنین سکانس هایی که مربوط میشه به اولین صحبت های فرانک و لیز در رستوران .

این فیلم از مجموع 21.096 رای کاربران IMDB نمره 6.2/10 رو کسب کرده .نکته جالب در مورد این فیلم اینه که این فیلم در روسیه با نام «پیامبر» پخش شد!

لینکهای مفید :

سایت رسمی فیلم

اطلاعات بیشتر در IMDB

17

بیان دیدگاه

  • شنبه و یک شنبه (یعنی دیروز و امروز) دو تا امتحان داشتم . دیروز مخابرات و امروز طراحی خط. مخابرات رو فک میکردیم سخت بگیره اتفاقا هم سخت گرفت ولی بد نمیشه امتحانم. ولی امروز رو بدجور سخت گرفت ! از 16 نمره ، 7.5 نمره رو سفید گذاشتم ، کل دو ساعت وقت امتحان رو هم می نوشتم !
  • وحید ابله ماشین حسابم رو اشتباهی برداشته بود ، وای خدا ! فکر کن : ساعت 11:45 شبه و تو فردا ساعت 7.5 صبح امتحان داری.اونم چی ! مخابرات.پر از محاسبات لگاریتمی و سیگنال به نویز … میخوای یه ساعت مرور آخر رو بکنی و بخوابی که می فهمی ماشین حسابت نیست.داداشت هم ماشین حسابش رو داده به دوستش .هیچ کس هم نیست که این وقت شب ازش بگیری.همه اینها یه طرف زخم زبون های بابا و مامان هم یه طرف . یه دفعه یاد «شغال» می افتی … اون این درس رو ترم قبل پاسیده و فردا صبح امتحان نداره. چاره ای نیس دیگه . زنگ می زنی بهش و میری ازش میگیری .احساسش وصف ناپذیره.مث آشغالی که مجبوری آخر شب بذاری دم در …… !
  • من تو رو میکشم میثم ! آخه آدم اینقدر دستمال؟ این قدر بادمجون دور قاب چین ؟ این قدر ****مال ؟ بابا خود استادش داره میگه امتحان سخت بود اونوقت تو میگی نه استاد ساده بود؟ ای ***** ای ****** خیلی ******
  • این برف و سرما هم بدجور ما رو بیچاره کرده . ما بچه کویریم . ما رو چه به این سرما ؟ به گرما خو کردیم .
  • من اگه کاندید رئیس جمهوری بشم شعار انتخابیم رو این میذارم : «من اورانیوم غنی شده رو به سفره های شما می آرم .» کی به کیه ؟
  • می شکنم آینه رو تا دوباره ، از گذشته ها برام حرف نزنه ، آینه میشکنه هزار تیکه میشه ، اما باز تو هر تیکش عکس منه.عکسا با دهن کجی بهم میگن ، چشم امیدو ببر از آسمون ، روزا با هم دیگه فرقی ندارن ، بوی کهنگی میدن تمومشون

Older Entries