• شنبه و یک شنبه (یعنی دیروز و امروز) دو تا امتحان داشتم . دیروز مخابرات و امروز طراحی خط. مخابرات رو فک میکردیم سخت بگیره اتفاقا هم سخت گرفت ولی بد نمیشه امتحانم. ولی امروز رو بدجور سخت گرفت ! از 16 نمره ، 7.5 نمره رو سفید گذاشتم ، کل دو ساعت وقت امتحان رو هم می نوشتم !
  • وحید ابله ماشین حسابم رو اشتباهی برداشته بود ، وای خدا ! فکر کن : ساعت 11:45 شبه و تو فردا ساعت 7.5 صبح امتحان داری.اونم چی ! مخابرات.پر از محاسبات لگاریتمی و سیگنال به نویز … میخوای یه ساعت مرور آخر رو بکنی و بخوابی که می فهمی ماشین حسابت نیست.داداشت هم ماشین حسابش رو داده به دوستش .هیچ کس هم نیست که این وقت شب ازش بگیری.همه اینها یه طرف زخم زبون های بابا و مامان هم یه طرف . یه دفعه یاد «شغال» می افتی … اون این درس رو ترم قبل پاسیده و فردا صبح امتحان نداره. چاره ای نیس دیگه . زنگ می زنی بهش و میری ازش میگیری .احساسش وصف ناپذیره.مث آشغالی که مجبوری آخر شب بذاری دم در …… !
  • من تو رو میکشم میثم ! آخه آدم اینقدر دستمال؟ این قدر بادمجون دور قاب چین ؟ این قدر ****مال ؟ بابا خود استادش داره میگه امتحان سخت بود اونوقت تو میگی نه استاد ساده بود؟ ای ***** ای ****** خیلی ******
  • این برف و سرما هم بدجور ما رو بیچاره کرده . ما بچه کویریم . ما رو چه به این سرما ؟ به گرما خو کردیم .
  • من اگه کاندید رئیس جمهوری بشم شعار انتخابیم رو این میذارم : «من اورانیوم غنی شده رو به سفره های شما می آرم .» کی به کیه ؟
  • می شکنم آینه رو تا دوباره ، از گذشته ها برام حرف نزنه ، آینه میشکنه هزار تیکه میشه ، اما باز تو هر تیکش عکس منه.عکسا با دهن کجی بهم میگن ، چشم امیدو ببر از آسمون ، روزا با هم دیگه فرقی ندارن ، بوی کهنگی میدن تمومشون
Advertisements