از دست این مردم .یه حرفایی می زنن آدم شاخ که هیچی ! کلی چیزهای دیگه هم علاوه بر شاخ درمیاره . بعضی از اونهایی که فقط این هفته شنیدم و توی حافظه 16 بیتی من ثبت شده رو اینجا می نویسم :

یه روز تو دانشگاه – اتاق ریاست، گفتگوی بین خانم منشی و یکی از کارمندان :

  • منشی :  آقای فلانی ، سرعت اینترنت من تو خونه خیلی کمه . چی کارش کنم که تندتر شه ؟
  • کارمند با قیافه مهندسانه!: ویندوزتون رو عوض کنید درست میشه !
  • منشی : اااا ؟ راست میگید ؟ درست میشه ؟ ممنون ! خیلی لطف کردید

یه روز تو شرکت – یکی از مشتری ها اومده درست موقع رفتن کار آورده ! :

  •  مشتری: اگه میشه اینجا یه عکس در مورد جهانگردی بذارید
  • من : در حالیکه دارم تو گوگل ، عکس سرچ می کنم بهش میگم نظرشو بگه …
  • مشتری با چشم های گرد شده! : اهههههه… شما این همه عکس رو کامپیوترتون دارید ؟ (اشاره به نتایج جستجوی گوگل)
  • من : (در حالیکه هوس کردم سر به سرش بذارم!) بععععععله ! ما بزرگترین بانک عکس این شهر رو داریم وبرای اثبات حرفم چند تا چیز بی ربط رو سرچ می کردم :دی
  • مشتری: در حالتی که کلی ذوق کرده بود دوبل پول داد و کارت ما رو گرفت تا دفعه های دیگه هم بیاد پیشمون

یه روز دانشگاه – گروه – اتاق یکی از اساتید:

  • استاد (1) : آقای دکتر فلانی ، این PDF فونتش بهم ریخته . هرکاریش کردم درست نشد .میشه کمکم کنید ؟
  • استاد (2): بله خانم. البته .اجازه بدید … {اول میره توی My Documets و بعد پنجره رو می بنده .بعدش میره توی Control Panel ویندوز و قسمت Printer رو باز میکنه .بعدش میگه آهان!ببینید پرینتر رو شما نصب نکردید!!! اونوقت add/remove hardware رو میزنه و تند تند روی Next کلیک می کنه و در آخر OK میزنه.بعدش PDF رو باز میکنه و میره به قسمت پرینت و یه مقدار کاغذها رو عوض میکنه .} آخرش هم به اون یکی میگه روی این کامپیوتر فونت نصب نیست به خاطر همین درست نشون نمیده (خوب بلد نیستی بگو نمی دونم و خلاص! مجبوری مگه ؟؟)

یه روز تو جمع دوستان :

  • من (در حالیکه دارم از تجربه کار با Ubuntu واسشون با شوق و ذوق تعریف می کنم):ببینید اصلا یه دنیای دیگه ست . همه چیش واسه آدم تازگی داره . خیلی باحاله . حتما امتحانش کنید .
  • یکی از دوستان که با دقت گوش میده : چیز جالبی باید باشه . من ویندوز XP دارم. این اوبونتو کدوم نسخه از ویندوزه ؟ قبل از XP اومده یا بعدش ؟
Advertisements