سوار تاکسی ام،صندلی پشت،دو تا دختر میان و سوار میشن و اونی که نزدیک من نشسته بهم نیگا میکنه و واسم عشوه میاد.منم محل سگ نمیذارم طبق معمول.یکم که میگذره کامل میچسبه بهم.من هم بی توجه اس ام اس هامو میخونم.
راننده گوشی موبایلشو درمیاره و یه شماره رو میگیره و بعد از سلام و احوالپرسی میگه : … آره ! امشب تنهام و کسی نیس پیشم …
سر راه راننده یکی از دخترا مسیری که قبلا گفته بوده رو عوض میکنه و راننده هم که کلی از دیدن اون دو تا دخترا کیفور شده توی تیریپ مرام و معرفت ، با مصیبت صد متر دنده عقب میاد و فحش های صد تا راننده رو تحمل میکنه تا بتونه بپیچه تو تقاطعی که دختره گفته . راننده که انگار من و دوستم رو اصلا نمی بینه ، کلی راه رو میره تا اینکه با اعتراض جفت دخترا روبرو میشه که آقا کجا میری ما پیاده میشیم . راننده هم وسط چهار راه میکوبه رو ترمز و دوستم که جلو نشسته میچسبه به شیشه جلو !
دخترا پیاده میشن و با خنده دور میشن … راننده گفت دیدی تو رو خدا؟ معلوم بود که اینکاره بودن . وگرنه چه دلیلی داشت که وقتی من گفتم تنهام دختره مسیرشو عوض کرد ؟ میخواستن آویزون من بشن … بعدش هم یه آه از ته دل کشید !

Advertisements