خدانگهدار افشین

4 دیدگاه

اون روزهای اول که می گفتن قراره بیایی ، فک می کردم یکی از این آدم های خارج بزرگ شده فوتبال ماست که فقط به خاطر اینکه یه روزی ، یه جایی داخل مرزهای ایران بدنیا اومده مورد توجه واقع شده . یادمه روزهای اولی که برگشته بودی درست نمی تونستی فارسی رو حرف بزنی . اما همون موقع قول دادی که فارسی رو ظرف دو هفته درست صحبت کنی و همه دیدند که چقدر خوب تونستی به قولت عمل کنی.

فکر می کنم خیلی ها با من هم عقیده بودند که آدم اطوکشیده و استرلیزه ای مثل تو نمی تونه از پس این لات و لمپن هایی که مثل زالو به جوون تیمت افتاده بودن بربیاد. هر وقت که از دل شیر حرف میزدی با خودمون می گفتیم هنوز نشناختی اینارو.صبر کن تا وقتی به فاصله یکقدمی به فتح قله رسیدی چنان از پشت بهت خنجر بزنن که یک عمر فراموش نکنی .

شاید اگه بیشتر با جو این فوتبال و این مملکت آشنایی داشتی همون اول کار می فهمیدی که داری چه ریسک خطرناکی میکنی و چقدر آسون داری سر آبرو و اعتبارت قمار می کنی. اون روزا اگه می دونستی که ترکیب یک تیم رو تو ایران نه سرمربی اون تیم و نه حتی مدیرعامل و اعضای هیات مدیره اش بلکه چند تا بازیکن ساده مشخص میکنن هیچ وقت پاتو اینجا نمی ذاشتی.

یادته اون روزهایی که تیمت بدون باخت صدرنشین بود و تمام رکوردهای این فوتبال رو داشتی جابجا می کردی ؟ یادته همون روزا هم یه عده نمی تونستن موفقیت تو رو ببینن و می گفتن کارهای اصلی رو استیلی انجام داده و تو فقط داری نتیجه کارشو به نام خودت تموم می کنی ؟

نمی دونم فهمیدی یا نه اما هیچ وقت سابقه نداشته توی این فوتبال که تیمی ببازه ولی تماشاگرا مربی رو تشویق کنند.قانون این فوتبال همیشه این بوده که باعث برد یک تیم بازیکنها بودن و باعث باخت تیم فقط سرمربی !

قرمزهای پایتخت خیلی خوب تو رو شناختن . اصولا شناختنت خیلی سخت نبود.بعضی آدما رو میشه حتی از پشت شیشه تلویزیون شناخت.همون موقع که به قول خودت قلبتو به مدیرعامل تیمت می دادی صدها هزار نفر هم قلبشون رو به تو هدیه می کردن .

طبل هارو یادته که موقع بازیها شعار تماشاگرا باهاشون هماهنگ میشد؟ همین طبل ها یه روز پروین رو «سلطان» کرد و یه روز از روی تخت شاهیش پایین کشید. اما این طبل ها هیچ وقت مخالف تو نشد.صداقت و اخلاقت طوری بود که حتی طرفدارهای تیم مقابل هم از این که علیه ات شعار بدن شرم داشتن.

بهتر که رفتی . واسه پرسپولیس متاسفم که تو رو از دست داد اما بیشتر از اون واسه تو خوشحالم که اسیر غرور نشدی و به هوای قهرمانی جام باشگاه های آسیا خودت رو در معرض حمله دشمنان به ظاهر دوست قرار ندادی. شاید اگه یه مربی دیگه بود این فرصت رو از به این راحتی ها از دست نمی داد اما تو جهان دیده تر از اینهایی که بشه با مربیان وطنی مقایسه ات کرد.

یادت همیشه تو قلب هواداران پرسپولیس می مونه . این رو بدون که همیشه واسه این طرفدارها یک اسطوره باقی خواهی موند و همه از تو به خوبی یاد خواهند کرد .موفق باشی افشین قطبی

یک روز خوب

۱ دیدگاه

چرا امروز در کل روز خوبی بود !؟

1- صبح خواب نموندم

2- به سرویس دانشگاه رسیدم

3- سر امتحان آزمایشگاه با اینکه سخت ترین آزمایش بهمون افتاد و با اینکه سه تا اشتباه در سیم بندی داشتیم ولی آخر کاملش کردیم و فکر میکنم نمره کامل هم گرفتیم .

4- ناهار ماکارونی بود و با اینکه دستپخت بابا معمولا با احتمال ا بر 100 قابل خوردن و 1 بر 5000 خوشمزه است ، انصافا کارش خوب بود و جای تقدیر و تشویق داشت …

5- پرسپولیس برد بازی رو ! اونهم با گلی که دقیقه 5+90 زدند .

6- حال مامان خیلی بهتر شده و امروز رفت مدرسه تا هوایی عوض کنه .

7- بعد از یک هفته صبح دانشگاه رفتن و شب برگشتن ، بالاخره امروز تونستیم از Micro با موفقیت تست بگیریم .

8- آقای «معتادنیا» {شاید به علت مرغوب بودن جنس رسیده} امروز شدیدا سرحال بود و کلی هم به ما حال داد

9 – ؟ مگه چند تا دلیل لازمه تا یک روز خوب باشه ؟؟؟

پرسپولیس قهرمان شد …

بیان دیدگاه

حق به حقدار رسید

گریه

۱ دیدگاه

مثل ابرای زمستون دلم از گریه پره. شیشه ی نازک دل منتظر تلنگره.

تصادف

بیان دیدگاه

همه چیز طبیعی است ، مثل همیشه .جلوی دانشگاه ایستاده ایم تا سرویس بیاد. باد ملایمی می زنه و با دوستان به همه چیز و همه کس می خندیم …

پژو با سرعت به تیر فلزی کنار جاده می کوبه.اول بعضی ها و بعد بقیه می دون ببینن چی شده ، جلوی ماشین کاملا له شده و تیر را که با بتونش از جا کنده روی ماشینه . گرد و خاک که کمتر میشه دو نفر توی ماشین معلوم میشن. مردم میریزن اونارو دربیارن ، یکی داد می زنه باطری شو قطع کن داره بنزین نشت میکنه . بعضی ها موبایل هاشونو درآوردن و دارن زنگ میزنن به 110 و اورژانس . بیشتر از اونا کسایی هستن که دارن با گوشی هاشون از این صحنه عکس و فیلم بگیرن !

ماشین هایی که ایستادن تا صحنه رو ببینن هر لحظه بیشتر میشه و هیچ کس به آمبولانسی که بین ماشینها گیر کرده راه نمیده . یکی از زخمی ها رو می بینم که داره با موبایل با یکی حرف می زنه و با حالت بغض میگه : … خودتو برسون … راننده اما گیر کرده تو ماشین ، مردم در رو به زور باز میکنن و میکشنش بیرون . اما راننده تموم کرده . مرده !

مردم رفته رفته متفرق می شن ، انگار که فیلمی که داشتن می دیدن تموم شده. کم کم از حادثه فقط یک تیر از جادرآمده ، یک ماشین له شده و خاک خونی باقی میمونه . سرویس ها هم اومدن.توی سرویس ، مثل همیشه شلوغه.بعضی ها اصلا در جریان تصادف نیستن و اونایی که دیدن دارن براشون با ذوق و شوق تعریف می کنن. یه مقدار هم خالی می بندن که جذاب تر بشه ! کم کم همه چیز از یاد ما می ره .

پیاده می شم از سرویس باد ملایمی می زنه و با دوستان به همه چیز و همه کس می خندیم … همه چیز طبیعی است !