سفرنامه – 1

4 دیدگاه

بخش اول : آغاز

اصولا مسافرت هایی که با خانواده باشه زیاد بهم خوش نمیگذره. یعنی تا قبل از این فکر میکردم لذت سفر همینه.اما بعد از اون اردوهای دانشجویی که تا ساعت 3 و 4 صبح بیدار بودیم و میگفتیم و میخندیدیم و نمی فهمیدیم کی خوابمون برده و ساعت 6 صبح بیدار شدن با لگد و بعدش دوباره خنده و شادی دیگه این جور سفرهای خانوادگی بهم کیف نمیده. ساعت 11 باید خوابید چون راننده که پدر باشند خسته است (و البته خب حق داره) و ساعت 6 باید بیدار شد و اون خرت و پرت های سنگین رو دوباره برد توی ماشین و راه افتاد . اینکه چرا با این اوصاف رفتم هم یکی اش بخاطر اصرارهای بابا مامان بود که بیا اونجا اگه چیزی خواستیم بخریم بتونی کمکمون کنی (*) و دیگه اینکه حقیقتش ترسیدم تنهایی برن مسافرت .

قضیه اینکه چرا کردستان هم این بود که رفیق ِ عموئه رفته بود «بانه» و اونجا کلی خرت و پرت خریده بود با قیمت های ارزون و کمتر از جاهای دیگه. مثلا تلویزیونی که اینجا هست 1میلیون و 300 اونجا هست 900 هزار تومن .اون هم بخاطر اینکه همه اینها رو قاچاق میارن . القصه حرکت کردیم به سمت دیار کردستان. تهران و قزوین را رد کردیم تا به زنجان برسیم. زنجان یک شب موندیم و از موزه مردان نمکی و رختشورخانه هم دیدن کردیم. دیدن ِ آدمهایی از 2300 سال قبل واقعا برام جالب بود. جاهای دیگه ای هم بود که دوست داشتم ببینم از جمله غار کتله خور و مسجد جامع که فرصت نشد و دیگه اینکه بیشتر از صد تا سوژه ناب ِ عکاسی توی جاده و شهر پیدا کردم که میشد عکس های خیلی قشنگی از توشون درآورد اما نداشتن دوربین و همینطور نداشتن اختیار ماشین برای ایستادن و عکس گرفتن و لذت بردن این امکان رو از من گرفت …

… ادامه دارد !

Advertisements

خانم … عزیز !

6 دیدگاه

اصلا انگار آلرژی گرفتم به این عزیز … همیشه وقتی کسی میگه آقای … عزیز یا خانم … عزیز یعنی اینکه میخواد بعدش بالکل طرف را با خاک یکسان کنه. فکر هم میکنه که با این عزیز گفتن ها حرفش منطقی جلوه میکنه.

نه دوست ِ عزیز ! … خودتی

توصیه پزشک

2 دیدگاه

در حالیکه پکی عمیق به سیگار وطنی اش می زند می گوید : نوشابه نخور ، دکترا گفتن مث «سم» می مونه. هزارجور بلا سر بدن آدم میاره !

رابی ویلیامز

4 دیدگاه

رابی ویلیامز (با نام کامل رابرت پیتر ویلیامز) در 13 فوریه 1974 مطابق با 24 بهمن‌ماه 1352 در انگلستان به دنیا آمد.این نامزد دریافت جایزه گرمی و برنده بیش از ده جایزه BRIT فعالیت هنری خود را از سال 1990 در گروه پرطرفدار Take That آغاز نمود اما پنج سال بعد گروه از هم پاشیده شد و او نیز به سمت اجراهای تک نفره رفت.

rb-advertising-space

آلبوم های رابی ویلیامز بیشتر از هر خواننده‌ی دیگری تاکنون در انگلستان به فروش رفته است و بیش از هر شخص دیگری موفق به دریافت جایزه BRIT گشته است. فروش آلبوم‌های او در کل جهان رقمی بالغ بر 55 میلیون نسخه گزارش شده است.
تور جهانی او در سال 2006 با فروش 1.6 میلیون بلیط در یک روز نام او را در کتاب رکوردهای جهانی به ثبت رساند.محبوبیت و شهرت این خواننده انگلیسی باعث شد تا نامش به عنوان برترین خواننده دهه 90 میلادی انگلستان به ثبت برسد.

ترانه «فضای تبلیغی» یا Advertising Space از آلبوم Intensive Care اوست که ششمین آلبوم مستقلش به شمار می‌رود و در سال 2005 به بازار عرضه شد.این آلبوم در بسیاری از کشورهای جهان مانند آلمان،انگلستان،اسپانیا،ایرلند،بلژیک و… تبدیل به پرفروشترین آلبوم زمان عرضه خود شد و تنها در هفته اول 373000 نسخه از آن فروخته شد.این آلبوم جایزه MTV Europe Music را در قسمت بهترین خواننده مرد برایش به ارمغان آورد.رابی ویلیامز آهنگ فضای تبلیغی را به یاد و خاطره «الویس پریسلی» خواننده افسانه ای امریکایی (درگذشته به سال 1977 میلادی) و مرگ تلخ او خوانده است. در ویدیوکلیپی که برای این آهنگ ساخته شده است رابی ویلیامز با پوشیدن لباس‌هایی شبیه پوشش الویس پریسلی و تقلید حرکات او خاطره‌های بسیاری را برای دوستداران پریسلی زنده کرد.

بیشتر