مکان : صحن دادگاه

زمان : شاید این دنیا – شاید هم دنیایی دیگر !

قاضی در حال بررسی کاغذهای روی میزش است که متهم را می‌آورند. صدای همهمه‌ی جمعیت بالا می‌گیرد ، آنقدر که قاضی مجبور می‌شود با چکش چوبی خود بر روی میز بکوبد. قاضی در طول مدت کار خود از ابتدا پروند‌ه‌های کوچک و بزرگ بسیاری را بررسی کرده است. این پرونده در عین حال که سنگین‌ترین پرونده تاریخ کاری او نیست ، اما در نوع خودش جالب است.

روند رسیدگی به شکایات چندین جلسه طی شده است و وکلای مدافع و دادستان هر یک بارها در تایید یا تاکذیب اتهامات متهم سخنرانی کرده‌اند. اگر چه متهم شخصا و بارها و بارها کلیه اتهامات خود را بی پایه و اساس و فاقد مدرک محکمه پسند دانسته و شاکیان خود را متهم به دسیسه چینی و فرافکنی نموده است اما شواهدی که وجود دارد همگی مجرم بودن او را اثبات می‌کنند.

قاضی از متهم می‌خواهد بایستد و آخرین دفاعیات خود را انجام دهد. متهم در حالیکه خونسرد و مطمئن است لبخند می‌زند و در حالیکه به آرامی برمی‌خیزد نگاهی به جمعیت می‌اندازد. سخنان خود را در مورد لزوم وحدت مسلمین آغاز می‌کند و سپس به هولوکاست می‌رسد که قاضی از او می‌خواهد در مورد اتهامات خود صحبت کند.اما او بی توجه به خواست قاضی این بار تیر انتقاد و گلایه را به سمت شاکیان شلیک می‌کند و آنها را متهم به جاسوسی،‌اقدام علیه امنیت کشور و … می‌کند، گاهی با سخنان نیش‌دار آنها را به سخره می‌گیرد و گاهی با برشمردن برخی نامها آنها اتهاماتی را به آنها نسبت می‌دهد.

پس از تمام شدن نطق متهم ، قاضی برای صدور حکم دادگاه را تعطیل می‌نماید. متهم به وکلای مدافع و معدود هوادارانش اطمینان می دهد که برنده این رقابت است…

دادگاه پس از چند دقیقه با اعلام قاضی رسمیت می یابد. قاضی حکم را میخواند و متهم خشکش میزند. قاضی او را در تمام موارد اتهامی محکوم دانسته و به علت کتمان حقیقت ، دروغ ، ایراد اتهام به دیگران ، قتل عمد ،‌خیانت در امانت و سایر موارد اتهامی به اشد مجازات محکوم می‌نماید. موجی از شادی و سرور در بین جمعیت به پا می خیزد و همگی عدل قاضی را می ستایند.

… متهم در حالیکه به شدت می‌گرید در حال ترک دادگاه است که قاضی به او می گوید یک سوال دیگر از تو دارم . متهم با چشمان اشکبار به قاضی نگاه می‌کند و منتظر سوال است. قاضی به او می‌گوید آیا هنوز هم اعتقاد داری که دو دو تا می‌شود ده تا ؟

Advertisements